جنتلمن

الکی مثلا چقدر این فرزین جنتلمن بازی برای یلدا در میاره😅 بیخود نیست که کر و کور شده دختره😂

  • |•° ن.م °•|
  • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۹

مگه داریم از این روز قشنگتر؟!

اگر در تمام روزهای سال غمگین و افسرده از جهان بریده باشم، یک امروز توی دلم دشتِ شادی بیکرانه! این عشق و علاقه ای که نسبت به امیر المومنین دارم، از بزرگترین نعمت های خدابرای منه (برای همه ) که میدونم اگه از این نعمت بد استفاده کنم خدا سوال جوابم میکنه:)

این روز، یک روزِ بهشتیه! نمیتونم حالم رو وصف کنم نسبت به این روز قشنگ. دلم نمیخواد ناراحت باشم پس لطفا شماهم خوب وخوشحال باشید. این روز در آسمان جشن و پایکوبی برقراره.

این روز قشنگ، روز پدر مبارک همه باشه♥️💙عیدتون مبارک❤️

ان‌شاءالله شفاعت خودِ آقا امیر المومنین شامل حال هممون بشه😊

  • |•° ن.م °•|
  • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۹

یه فیلم بین قهار😂

تو یه برنامه مناسبتی شبکه سه علیرام نورایی رو دعوت کرده بودن. مجری(باربد بابایی) پرسید فیلم و سریالی که بازی کردی و خیلی دوست داشتی رو بگو!" همون لحظه توی ذهنم گفتم الان میگه "یتیم خانه ایران" و دقیقا گفت! راستش من به عنوان کسی که این فیلم رو بالغ بر20بار دیده، و ارزش زیادی برای این فیلم قائله خیلی خوشحال شدم اینو گفت. البته من فکر میکنمآدم عجیبی ام. چون توی دسته بازیگرای موردعلاقم این بازیگر هست. خب تویِ سن من که همه درگیر فیلم هایی مثل سرقت پول وخاطرار خون آشام و بازی تاج و تخت اند، من با دیدن این فیلم هیجان زده میشم! البته انکار نمیکنم علاقه زیادم رو به فیلم فرار از زندان و یه سری فیلم های دیگه ولی توی دوستام که خودم رو مقایسه کردم، هیچ کدومشون حاظر نشده بود به خاطر دل من حتی یه دقیقه از فیلم روببینه! همه میگفتن فیلم وحشتناکیه! به خاطر صحنه های دلخراشش. ولی خوب منطقِ من فرق میکرد. من به تاریخ مخصوصا تاریخِ کشورم علاقه خاطی داشتم × حالا شما بگو دیوانم😅

  • |•° ن.م °•|
  • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۹

🍃

تا بنده ز خود فانی مطلق نشود

توحید به نزد او محقق نشود

توحید حلول نیست نابودن تست

ورنه به گزاف باطلی حق نشود

#مولانا🍃

  • |•° ن.م °•|
  • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۹

برگ های خشک شده لای کتابا

پیدا کردن یه برگ خشک شده لای کتاب هات، مثل یه نشونه از یه خاطره زیبا که میبرتت به همان روز و همان حال! یادش بخیر  زمانی که توی پیاده رو در راه رفتن به مدرسه این برگ رو برداشتم لای کتابم گذاشتم. 

  • |•° ن.م °•|
  • سه شنبه ۵ اسفند ۹۹

برای چه به وبلاگ‌نویسی رو آورده ای دختر؟

عنوان کمی بروزن «چه برایمان آورده ای مارکو»شده. ولی دلم میخواست کمی هم برای وبلاگ نویسی بنویسم.

در آغازین روزهای وبلاگ نویسی ام در بلاگفا،سال۹۵ در به در دنبال جمع کردن کامنت و بازدید کننده برای وبلاگم بودم. مطالبی که می‌نوشتم بسیاریش کپی شده از اینترنت بود. در همان دوران به وبلاگ هایی که مخاطبان زیادی داشتند حسودی میکردم. مدت بسیار زیادی شاید حدود دوسال گذشت که شروع کردم به نوشتن از خودم. کم نوشتم و در کنار همان رویه کپی کردن عکس و متن مثل شعر و جملات انگیزشی و... اما طی سه سال اخیر حجم زیادی از خود نوشتای من بود که فضای وبلاگم رو پر کرده بود. تقریبا دوسالی هست که متوجه این حقیقت شدم، رسالت وبلاگ نویسی برای نوشتن دغدغه ها و خالی کردن ذهن و بِدور بودن از فضای پر لایک وکامنت اینیستاگرام وفیسبوک و... هست. وبلاگ نویسی لرای من معنای دیگه ای پیداکرد از دوسال پیش. معنای خانه ای برای آشفتگی های ذهن. برای خودت بودن. برای خودت نوشتن. بدون بدنبال جذب مخاطب. و همانطور که گفتم در چند سال اخیر هدفم از نوشتن در اینجا خالی کردن آشفتگی های ذهنی یا حرفای ذهنم بوده.

اگر دوست داشتید شماهم دلیلتون رو بنویسید البته میدونم همه ما وبلاگی ها یک اشتراکی داریم.

  • |•° ن.م °•|
  • سه شنبه ۵ اسفند ۹۹

هیچ

هیچ نمیدانم ولی، میدانم حالِ ذهنم خوش نیست

  • |•° ن.م °•|
  • سه شنبه ۵ اسفند ۹۹

ز کویِ یار

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
#حافظ جان

  • |•° ن.م °•|
  • دوشنبه ۴ اسفند ۹۹

خانواده جدید

در این اوضاع نسبتا آشفته ای که دارم به خاطر کنکور و خونه نشینی و دور بودن از دوستان و اجتماع که بتونم هیجاناتم رو خالی کنم و حالم خوب باشه، نیاز به فیلم هایی دارم که برای 45 مین الی1 ساعت من رو در بر بگیره، حالم رو خوبه کنه و زِغوغای جهان فارغم کنه! تمام تلویزون که بگردی فیلم ها همش از سیاست، از آسیب های اجتماعی، از ظلم ها، از فساد ها، ازدعواهای خانوادگی و چه وچه ... نشون میده که وقتی یه دقیقه هم میبینم، مغزم سوت میکشه و پریشان حال میشم. قطعا همه شما یکبار تجربه کردید. چه عالمه سفسطه کردم برسم به موضوع اصلی، درواقع میخواستم برای فیلم "خانواده جدید" بگم. با اینکه آنچنان فیلم جذاب و پر طرفداری حتی شاید نباشه ولی حالِ آدم رو خوب میکنه. هم به خنده وا میداره هم یکم احساساتیت میکنه ولی قشنگه. از حِس ها و بدی ها نمیگه. این باعث میشه حالم خوب باشه. جای فیلم های حال خوب کن توی تلویزون خیلی کمه. نمایش خانگی هم رو آورده به فیلمای یا عشقی، یا سیاسی و عجیب غریب. سینمایی کمدی هم که مبتذل تر ازهمه. تلویزیون هم که خودتون شاهد وناظر! پس تکلیف حالِ مردم چی میشه؟ چرا نمیتونن یه فیلم درام یا معمولی مثل همین "خانوادده جدید" بسازن که از ظلم و فساد و دروغ خیانت ودزدی و... صحبت نشه! تو این اوضاع کرونا مردم خیلی نیاز دارن به دیدن فیلم ها و برنامه هایی که روحشون رو آرام کنه. ولی متاسفانه انگار وجود نداره!

  • |•° ن.م °•|
  • دوشنبه ۴ اسفند ۹۹

30 روز نوشتن روز هفتم

روز هفتم :

"بدون هیچ پس و پیشی آخر فیلم مورد علاقتان را لو بدهید"

فیلم مورد علاقم نمیدونم اصلا چه فیلمی هست از دیدن خیلی فیلم ها لذت بردم. خیلی فیلمارو دوست دارم. اوممم خوب کدوم روبنویسم؟ آهان فهمیدم:

توبی از زندان آزاد شد. همینطور که خیره به روبرو بود ماشینی روبروی در زندان ایستاده بود. جولیا از ماشین پیاده شد. توبی با همان لبخند مکوش مرگِ ما به ماشین نزدیک شد باهم سوار ماشین شدند و رفتنتد. پایان

خودتون حدس بزنید چه فیلمی بود. چقدر اون زمان که این فیلم رودیدم عاشقِ این فیلم شدم.

  • |•° ن.م °•|
  • دوشنبه ۴ اسفند ۹۹

بِـنام آفَـریدِگارِپـــاییـز🍂

زندگی در حوالی زندگی
با چاشنی کمی غم، کمی شادی
کمی عُصاره عشق. تکه ای نان برای جسم
یک ابر خیال برای روح

✤ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ✤


1399/3/18

ساعت:

7:6 بعد ازظهر یه روز خردادی